لطفا این داستان سراسر مدیریتی را چندین بار بخوانید:
خاطرات صمدعلی سالکیزاده سفیر سابق ایران در فرانسه.........
پاییز سال 1373 در هفته اول ورود به پاریس در فروشگاه زنجیرهای Auchane (شبیه فروشگاههای شهروند خودمان) در مرکز خرید بزرگ و معروف چهار فصل (quatre tepmps Les) در محله لادفانس پاریس، پس از خرید رفتم سر صندوق.
بیش از 40 صندوق داشت و بیشترشان شلوغ بودند، لذا صندوقی را که خلوتتر بود انتخاب کردم و در صف ایستادم.
همان طور که در صف بودم و اطراف را برانداز میکردم، احساس کردم اطرافیان به طور نامتعارفی به من نگاه میکنند. از آنجا که همواره آدم مرتبی بودم متعجب شدم و برای احتیاط سروپای خودم را برانداز کردم و خوشبختانه عیب و ایراد محسوسی پیدا نکردم! در این مدت چند نفری هم پشت سر من به صف اضافه شده بودند ولی کمی کلافه به نظر میرسیدند....
لطفا ادامهی مطلب را بخوانید...
کانال دلنوشتهها: https://telegram.me/dell_neveshte_ha
××××××××××××××××××××××